در اين اثنا، جانورشناسي ارسطويي به سراسر اروپا و جهان عربي انتقال يافت. آن قسمت از جهان كه از آن كمترين آگاهي را داشت، يونان بود. فضلاي بيزانسي علـٰيرغم اينكه گنجينههاي معارف باستاني، به آساني، در دسترسشان بود، به علوم علاقهٴ كمتري داشتند؛ در واقع با استيلاي امپراتوري لاتيني بر قسطنطنيه در 1،1204 بسياري از اين ذخاير از ميان رفته و يا از دسترس خارج شده بود.2 به هر صورت، سنت جانورشناسي ارسطويي بيزانس تقريباً بياهميت بود.
همهٴ آنچه از اين عصر، داريم و شرحي راجع به اقسام جانوران است منسوب به يوآنس تزتزس.
از اينرو بايد گفت كه جانورشناسي ارسطويي تقريباً فقط از طريق مجاري عربي انتقال يافته بود (واژهٴ
«تقريباً» به خاطر ويلهلم موربكي اضافه شده است). منشأ اصلي جانورشناسي ارسطويي در شرق و غرب، از سدهٴ يازدهم بهبعد، خلاصهٴ عربي نوزده مقاله بود از ابنسينا.3 از جهتي ميتوان گفت كه ابنسينا مأخذ اصلي جانورشناسي در قرون وسطا بود، چون تقريباً هر رسالهٴ مهمي راجع به جانورشناسي طبعاً به صورت شرحي بر جانورشناسي ارسطو، يا به عبارتي جانورشناسي ابنسينا ظاهر ميشد. از اينرو، سنت ارسطويي يا ابنسينايي عاليترين تعاليم را در آنباره ارائه ميكرد. مأخذ ديگر بابهاي يازدهم تا نوزدهم جامع (اعضا و پيدايش جانوران) بود كه ابنرشد در 1169 در اشبيليه تأليف كرد.4 معلومات تازه با سرعت در قلمرو لاتيني نفوذ كرد. آلفرد سارشلي شرحي بر طبيعيات صغير نوشت. مايكل اسكات يا يك انگليسي ديگر، نخستين كسي بود كه نوزده مقاله را بهلاتيني ترجمه كرد؛ او احتمالاً پيش از 1220، اين كار را در طليطله صورت داد، و خلاصهٴ ابنسينا راهم اندكي پيش از 1232، در سيسيل، ترجمه كرد. پدرو گالگو فرانسيسكن اسپانيايي در اواسط سده،
2. M. R. Jamesو The wanderings and homes of manuscripts, 14, London 1919.
3.
فن هشتم از طبيعيات كتاب شفا. ــ م.
4.
ابنرشد در 565 ه.ق / 1169م، در اشبيليه، منصب قضا يافت و در آنجا بود كه
خلاصههايي از كتابهاي ارسطو ((دربارهٴ اعضاي جانوران)) و ((دربارهٴ پيدايش
جانوران)) به نگارش درآورد. ــ و.